گفتیم خسته ایم بیا زودتر بیا
غافل کزین دروغ دلش را شکسته ایم...
گفته اند: روزی می رسی و پرده سیاهی را کنار می زنی و پنجره نور را می گشایی.
وقتی تو بیایی، صدای گام هایت طنین انداز جهان می شود و ندبه خوان ها صف به صف به احترامت برمی خیزند.
آقای من! مدتی است چشمانم خسته و قلبم شکسته و رنجور، از همه جا بریده ام.
ای کاش برسد آن روزی که سکوت ما را بر هم زنی و نغمه های عشق و مهربانی سردهی و من چشم دوخته ام به آن روز.
دوباره حکایت روزهای سرد و تکراری، حکایت جمعه ها، حکایت بغض نشکفته آسمان و حکایت غبار روی آیینه ها. بیا مهدی شب هجران سحر کن...ما را در سایت بیا مهدی شب هجران سحر کن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 105